محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
340
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
پس چون استوارى وخود كفائي أو را ديد ، وى را به مغرب گسيل داد ، چون بدانجا رسيد جوانان به گرد أو فرا آمده از تيزبينى وى در شگفت شدند ، شاخ وبرگها ومسائلي از أو شنيدند كه به گوش ابن وهب نرسيده بود . پس حلقههاى درس پديد آمد ومذهبوارهء أبو حنيفة در مغرب رايج گشت . من پرسيدم : پس چرا در اندلس رايج نشد ؟ گفتند : در اندلس نيز كمتر از مغرب رايج نبود ، ولى روزى دو گروه ( حنفي ، مالكي ) به نزد سلطان كشاكش داشتند ، سلطان پرسيد بو حنيفة از كجا است ؟ گفتند : از كوفه ! گفت : مالك از كجا ؟ گفتند : از مدينه ! سلطان گفت : دانشور دار الهجرة ( مدينه ) [ را دوستتر داريم أو ] ما را بسنده بود پس دستور داد پيروان أبو حنيفة را بيرون راندند . أو گفت : خوش ندارم در سرزمين من دو مذهب واره باشد . من اين داستان را از گروهى از پيران اندلس شنيدم [ واز گروهى نيز باز پرسيدم ايشان گفتند : درست است . من گمان دارم سلطان تعصب ورزيده باشد زيرا بنى أمية دشمن على هستند ودانش بو حنيفة از على است ، امويان مردم كوفه را كه شيعىاند دشمن مىدارند . وچنانكه گفتم دستهء دوم مذهب مردم كوچه وبازار است ] . دستهء سوم مذهب فاطميان مىباشد . واين خود در سه گونه مسائل است : * نخست : مسائلي كه مورد اختلاف پيشوايان است ، مانند قنوت در نماز بامداد ، وبلند گفتن بسملة ويك ركعت خواندن نماز وتر ومانند اينها .